محتوا محتوا



تا اون‌جایی که من می‌دونم در این قضیه چند نفری زحمت کشیده اند. بخصوص جوکار نماینده خودمون خیلی رایزنی کرده. منتهی چون جوکار با خط سیاسی اون ها یکی نیست، می‌خوان....

یزد امــــــروز؛ طبق معمول در گعده هفتگی فامیل شرکت کرده بودم. هر هفته در منزل یکی از بستگان جمع می‌شیم و ضمن تجدید دیدار و آگاهی از اوضاع و احوال خانواده‌ها، هر کسی از هر دری سخنی می‌گه و فامیل باهم خوش‌ می‌گذرونند.

 

خوبی این گعده‌ها هم اینه که خیلی از اخبار و تحلیل‌های هفته رو تو اون جمع فامیلی بحث می‌کنیم و علاوه بر ارتقای سطح آگاهی و تحلیل فامیل، بسیاری از سوءتفاهم‌های سیاسی بین فامیل برطرف می‌شه.

 

مثلا یکی از نوجوان‌های فامیل به شدت طرفدار خاتمی بود؛ ولی وقتی تو چند جلسه خیلی مستند و دقیق، بدون حب و بغض‌های سطحی، واقعیت‌هایی از سوابق و رفتارهای خاتمی رو شنید، دیگه نظرش 180درجه فرق کرده.

 

نظر شخصی من اینه که بچه‌های حزب‌اللهی کم‌کار هستند؛ کم‌کار در روشنگری و بحث استدلالی. مثلا اگه از آن دسته از همشهریان اردکانی که همچنان به خاتمی علاقه خاص دارند، بپرسید چرا دوستش دارید؟ راحت میگند: خب، همشهریمونه. و راست هم می گند.

 

ولی اگه ازشون بخواهید چند نمونه از دسته‌گل‌ها و خراب‌کاری‌هاش رو براتون بگند، چیزی به یاد ندارند. یعنی اصلا در این زمینه اطلاعات دقیقی ندارند. به همین خاطر فقط به دلیل همشهری بودن و سیادت و مرحوم آيت الله خاتمی، ابراز علاقه می‌کنند. ولی اگه یقین پیدا کنند که این خاتمی، همون کسی است که وقتی وزیر فرهنگ و ارشاد بود، با روحیه لیبرال‌منشانه اش باعث چه هجمه‌هایی به مقدسات و ارزش ها شد، یا وقتی رئیس‌جمهور بود، چقدر خون به دل علما و بزرگان نظام کرد و با بی‌تدبیری‌ها و سیاست‌های خام خودش باعث جری‌تر شدن متهاجرین به فسق و فجور شد، قطعا نگاهشون عوض میشه.

 

 مثلا این دسته از دوستداران عادی خاتمی اصلا اطلاع ندارند که در زمان ریاست جمهوری وی، به دلیل سیاست‌های تاسف‌بار فرهنگی دولتش، انسان‌های بی حیا چگونه به ساحت سیدالشهدا و ائمه جسارت می‌کردند؛ اون هم در رسانه ها و مطبوعات طرفدار خاتمی!

 

یا در دوران فتنه 88، باج‌خواهی برجستگان فتنه باعث شد کشور را در آن باتلاق فرو برند و چقدر انسان بی گناه قربانی قدرت طلبی موسوی و کروبی شدند؛ همون کسانی که یارغار خاتمی بودند.

 

یعنی شک نکنیم که اکثریت قاطع طرفداران کنونی خاتمی هم بین خاتمی و نظام اسلامی، نظام رو ترجیح می‌دهند. مطمئن باشیم خیلی از اون‌ها چنان درگیر مشغله‌های خودشون هستند که نمیدونند رهبری با اون شرح صدر و بزرگواریش به خاتمی اجازه ملاقات نداده و نمی‌ده. اون هم به خاطر «باغی» بودن خاتمی نسبت به حکومت اسلامی.

 

و مطمئن باشیم همین دسته از طرفداران خاتمی اگر این واقعیت‌ها رو بدونند و مطمئن بشند که این اطلاعات درست است، لحظه‌ای در ابراز برائت از امثال خاتمی درنگ نمی‌کنند. چون مسلمان غیرتمند، دین و نظام و رهبرش رو بر امثال این افراد ترجیح می‌دهد و در این شکی نیست.

 پس مشکل اصلی، اطلاع‌نداشتن این‌ گروه از جامعه است. البته حساب تعدادی از سیاست‌زدگان افراطی از این دسته جداست.

 

بگذریم. داشتم از محفل خانوادگی می‌گفتم. بحث دیشبمون درباره کاهش تعرفه برق چند شهرستان استان بود. این که هیأت وزیران تصویب کرده برق چند شهر استان در چند ماه گرم سال، با تعرفه ارزانتری محاسبه بشه و طبق گفته مسئولان باعث میشه قبض برق مردم استان به طور متوسط بین 25 تا30درصد کم‌تر بشه. خبر بسیار خوشحال کننده ای بود.

اما یک بحث جالب دیگری هم در حاشیه این خبر خوش بین فامیل درگرفت. اون هم این بود که چه کسانی پیگیر این کار شده بودند که نتیجه داده.

 

 

امیرخان که همیشه خدا حیرانه، گفت والّّا اونجوری که یکی از سایت‌های اونوری زده، کار تابش بوده. یعنی نفوذش خیلی زیاده و تونسته این مصوبه رو از هیات دولت بگیره.

 

حاج علیرضا که دستی به سایت و رسانه داره، پرسید: امیرخان! کدوم سایت این مطلب رو زده؟ یعنی صریحا گفته کار تابش بوده؟!

 

امیرخان گفت: بعله حاج علی! نوشته تابش نامه زده به وزیر و وزیر هم نوشته با نظر مساعد بررسی شه و خلاصه زده به هدف.

 

عمو حمید که تا چند سال پیش مدیرمسئول یکی از نشریات سراسری بود و اطلاعات خوبی از اوضاع و احوال داره، و تا اون لحظه فقط گوش شنوا بود، وارد بحث شد و گفت: اون سایت که مال خودشونه. مسئولش رو هم من می‌شناسم کیه. اصلا اون سایت، عملا ستاد تبلیغاتی شده. اون ها می خوان این کارها رو به حساب همون آقا بگذارند تا یه سال دیگه از این سوژه ها بهره برداری کنند.

 

امیرخان گفت کدوم بهره ‌برداری؟ مگه یک سال دیگه چه خبره؟

حاج علیرضا گفت: مگه نمیدونی؟ انتخابات مجلسه.

 

عمو حمید ادامه داد: تا اون‌جایی که من می‌دونم در این قضیه چند نفری زحمت کشیده اند. بخصوص جوکار نماینده خودمون خیلی رایزنی کرده و جلسات متعددی داشته. اون‌جوری هم که اسناد رو می‌دیدم، نامه‌نگاری های زیادی در این رابطه داشته و خیلی پیگیر بوده و بخش عمده به بارنشستن این موضوع، حاصل تلاش های شخص جوکاره. منتهی چون جوکار با خط سیاسی اون ها یکی نیست، می‌خوان نقش کس دیگه رو بیش از حد بزرگ کنند تا در انتخابات ازش بهره‌برداری کنند. یعنی بگند دوباره به همین نماینده رای بدهید که اینقدر نفوذ داره.

 

حاج علیرضا گفت: یعنی اسم جوکار رو هم نیاورده بودند؟!

امیرخان گفت: من که ندیدم! خیلی کلی بود. ولی اسم خودشون رو تابلو کرده بودند. پس رو حساب و کتاب بوده!

 

عمو حمید گفت: بالاخره من چند تا پیرهن بیش تر از شما پاره کردم. این کارها همش رو حساب کتابه. دیدند جوکار و اینها تو خط خودنمایی نیستند، گفتند بذار خودمون آب رو گل آلود کنیم تا یک سال دیگه تو انتخابات، بتونیم ماهی های خوبی هم صید کنیم!

 

حاج علیرضا پرسید: حالا این سایت برای کیه؟ شاید ناشی گری کرده یا اطلاع نداشته که جوکار هم چقدر زحمت کشیده.

 

عمو حمید گفت: نه فامیل جون! وقتی امیرخان گفت کدوم سایت، تا آخر خط رو خوندم. سیاست عجب چیزیه که بعضی آدم‌ها حاضرند همه چیزشون رو به پاش بگذارند. برای من این کارهاشون عجیب نیست. ولی آخه خودشون نباید با خودشون بگند که این کارها چه نسبتی با شعار «راستگویی» داره؟! یعنی تلاش حساب شده برای بزرگ‌نمایی غیرمنطقی کار یک نفر و مخفی کردن نام و زحمات یکی دیگه، تو مرام این‌ها جلوه ای «راستگویی» محسوب میشه؟!

 

امیرخان با شنیدن پشت پرده و واقعیت‌ها از زبان عموحمید، تو فکر فرو رفته بود. و من خوشحال بودم که جوکار خوب مشت این عده رو به موقع باز کرد. واکنش‌های این عده هم نشون می‌ده که انتظار نداشتند واقعیت ها اینجوری روشن بشه.

راوی: علیرضا نیکو مرام

 






آخرین اخبار آخرین اخبار